امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

آغاز یک سال و نیمگی.....

یک سال و نیمه گیت مبارک عزیز دلم     پسر نازم ،انگار دیروز بود که تولد یک سالگیتو جشن گرفتیم و الان 6 ماه گذشت با کلی تغییرات در شما. عزیز دل مامان چهارشنبه هفته پیش با بابامیثم شما را بردیم تا واکسن بزنی صبح زود بیدارت کردیم و شما بی خبر از همه جا با کلی شوق و ذوق کفشهاتو آوردی که پات کنی و بری دد.بله بعد از زدن واکسن که خدا رو شکر گریه شما کوتاه بود سه تایی رفتیم پارک و بعدش رفتیم خونه ی بابایی .تا ساعت 2 و بعد از خواب نیمروزیت حالت خوب بود اما بعدش تا شب و موقع خواب بیقراری و پا درد شما شرع شد به حدی که اصلا نمیتونستی راه بری همش توی بغل من بودی.همون شب هم باباجان اینا به همراه خاله ها ما را حسابی خوشحال ...
6 ارديبهشت 1393

روزهای بهاری من و پسرم

پسرک پرجنب و جوش من واقعا بعضی وقتها انرژی کم میارم انگار شما انرژیت تمومی نداره و روز به روز داره اخلاق و رفتارت عوض میشه.اینو بدون که مامانی عاشقته من بدون تو یک لحظه هم دووم نمیارم و همیشه دعا میکنم صحیح و سالم باشی پسرکم.تو که تموم لحظه های منو پر کردی وقتی توی چشمات نگاه میکنم تموم غمهام یادم میره نمیدونم ولی واقعا خدا چه عشقی توی دل مادرها قرار میده شاید باید مادر باشی تا بفهمی چی میگم تو همه ی دنیای منی.حاضرم تموم ساعتهای عمرمو فقط واسه ی شما بذارم خودت میبینی که تمام روز باهم بازی میکنیم، روزی یکی دوبار پارک میریم و شما که با بوسه هات تمام خستگی را از تنم میگیری و انرژی دوباره بهم میدی.بعضی وقتها که دلم واسه ی شهرمون و خانو...
26 فروردين 1393

تحولات پسرم /مهمونی دادن ما

سلام و صد سلام به پسرم قند عسلم ،عزیزک مامان داری هر روز بزرگترو آقاتر میشی و من با دیدن کارهای جدید و کلمات جدید و بازم دندونهای تازه  تو ذوق زده میشم روزها پشت سر هم میان و میرن و شما اخلاقت و کارهای کم کم عوض میشه این روزها با اینکه به من وابستگی زیادی داری اما نسبت به قبل بیشتر با خودت بازی میکنی چند روز پیش رفتیم واست چندتا سی دی خریدم که شاید کمی شما را ترغیب کنم که برنامه ی کوک ببینی سی دی عمو پورنگ و رنگین کمان 2،و خوشبختانه شما خوشت اومد وقتی شعر و آهنگ میخونن شما هم محکم دست میزنی .همچنان اسم همه عمه است و هرچی میگم به من بگو مامان فایده نداره فقط به عکس من و بابا میگی مامان و بابا. ازجمله کلمات جدید دیگه شما:آتیش.....اب...
24 فروردين 1393

نوروز 1393

سلام و صد سلام به پسرک عزیییییییییییییزم سال نو مبارک انشاالله سال خوبی داشته باشی عسلکم .میدونم با کلی تاخیر اومدم سراغ وبلاگت خوب عید بود دیگه قبلش کارهای خونه  و بعدش هم مسافرتها و مهمونیها دیگه وقتی واسم نذاشت .امسال هفت سین درست نکردم آخه شما همه چیو بهم میریزی رفتم واست ماهی خریدم میخواستی بگیریش اینقدر ذوق کرده بودی واسه اینکه امسال تحویل سال کنار باباجان اینا باشیم تصمیمم گرفتیم با قطار بریم اصفهان واسه ی همین 28 اسفند رفتیم و دوم فروردین برگشتیم خلاصه اونجا خییییییلی بهمون خوش گذشت و من خوشحال از اینکه موقع تحویل سال کنار خانواده ی گلم هستم.اما حیف که زود برگشتیم تا به مهمونی های اینجا هم برسی...
17 فروردين 1393

شیطونک من.......

سلام سلام به پسر خییییلی شیطونم وااااااااااااااای که دیگه انرژیم تموم شده کارهای خونه و خونه تکونی یک طرف شیطنتهای شما هم یک طرف دیگه.اصلا یک ثانیه هم نمیشه تنهات گذاشت بعضی وقتها واقعا دیگه کم میارم.عزیز دلم باید برنامه ریزیهامو با برنامه ی خواب و بیداریت تنظیم کنم تا بتونم به کارهام برسم روزی یک بار هم باید شما را پارک ببرم از بس دد....دد میکنی.کارهای خونه هم دم عیدی انگار تموم شدنی نیست. بعد از مرتب کردن کابینت بیای ببینی که..........   بعد از مدتها وقت گذاشتن و پاک کردن ویترین بیای ببینی که.....   و البته شیشه ویترین را هم شکستی   و ................. و حالا داره میره حموم کنه........
17 اسفند 1392