آغاز یک سال و نیمگی.....
یک سال و نیمه گیت مبارک عزیز دلم پسر نازم ،انگار دیروز بود که تولد یک سالگیتو جشن گرفتیم و الان 6 ماه گذشت با کلی تغییرات در شما. عزیز دل مامان چهارشنبه هفته پیش با بابامیثم شما را بردیم تا واکسن بزنی صبح زود بیدارت کردیم و شما بی خبر از همه جا با کلی شوق و ذوق کفشهاتو آوردی که پات کنی و بری دد.بله بعد از زدن واکسن که خدا رو شکر گریه شما کوتاه بود سه تایی رفتیم پارک و بعدش رفتیم خونه ی بابایی .تا ساعت 2 و بعد از خواب نیمروزیت حالت خوب بود اما بعدش تا شب و موقع خواب بیقراری و پا درد شما شرع شد به حدی که اصلا نمیتونستی راه بری همش توی بغل من بودی.همون شب هم باباجان اینا به همراه خاله ها ما را حسابی خوشحال ...
نویسنده :
مامان عالمه
21:23










